تبليغاتX
عبید شاکی

تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب

درباره وبلاگ
طلوع

پرویز مشکاتیان یکی از اسطوره‌های من بود. با شجریان که آشنا شدم زود مشکاتیان و لطفی را هم شناختم و داریوش پیرنیاکان را، منصور صارمی، داریوش طلایی، ناصر فرهنگ‌فر، فرهنگ شریف، محمد موسوی، جلیل شهناز و...از این بین مشکاتیان چیز دیگری بود. حالا اما یکی یکی به قفسه نوارهای کاست شرکت دل آواز نگاه می‌کنم، شماره‌ی یک: بیداد، شماره‌ی دو: آستان جانان، شماره‌ی سه: سر‌ عشق، شماره‌ی چهار: نوا مرکب ‌‌خوانی، شماره‌ی پنج: دستان... همه آثار ماندگار پرویز مشکاتیان.
راستی هیچ می‌دانید امشب شنیدن قطعه‌ی طلوع چه حالی به آدم می‌دهد؟ آلبوم نوا که جلوی دستتان هست....

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
دگرخند
استاد داريوش مودبيان و ايوب آقاخاني در دگرخند
موضوع جلسه شهريورماه سلسله نشست‌هاي "دگرخند" بررسی مجموعه کتاب‌های "طنزآوزان جهان نمايش" و بحث پيرامون طنز در نمايش است.

اين نشست به همت دفتر طنز حوزه‌ي هنری با حضور استاد داريوش‌مودبيان و ايوب‌آقاخاني در روز سه شنبه 31 شهريورماه ساعت 16.30 در سالن شماره 2 تالار اندیشه حوزه‌ي هنري واقع در تقاطع سميه و حافظ برگزار مي‌شود.  ورود براي علاقه‌مندان آزاد است.
 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
راحت شدی برادر

عطا افشاری هم رفت. این روزها پازل‌های اتفاقات ناخوشایند برایم تکمیل می‌شود، درگذشت این همکار فقید رو تسلیت می‌گم. هنوز نوع گفتگوهاش در مستند انتخابات نهم و مصاجبه‌های دیدنی و حرفه‌ای او با نامزدهای نمایشی تو خاطرم هست، او عطا افشاری بود.

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
3 مطلب

1- از همه‌ی دوستانی که موفقیت مالی-معنوی جوان برتری در حوزه‌ی رسانه را تبریک گفته‌اند سپاس‌گزاری می‌کنم.

2- این روزها سه جور طنز می‌نویسم: طنزی که می‌شود نوشت اما نمی‌شود در وبلاگ گذاشت، طنزی که نمی‌شود نوشت اما می‌شود در وبلاگ گذاشت و طنزی که نه می‌شود نوشت و نه می‌شود در وبلاگ گذاشت!

3- از کنار بروید و مواظب دیگران باشید.

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
داغ مرداد
مرداد ماه داغی است، داغی مرداد داغ دل است، داغ کودتای 28 مرداد که بر دل نسل‌ها نشسته است، انگار هر کودکی که در ایران به دنیا می‌آید با خود داغ این روز منحوس را دارد! آری هر نسلی با داغی به دنیا می‌آید اما داغ مرداد داغ همه‌ي نسل‌هاست.
پانزده مرداد روز تولد "هفتان‌" است. مریم مهتدی عزیز یادش بود، من به یاد نبودم، این روزها آن قدر گرفتار زندگی هستم که شمار روزها هم از دست‌ام رفته، اما مریم یادش بود، حتما بسیاری یادشان هست یا الان به یاد آورده‌اند که: ای داد هفتان...
روزی برای هفتان نوشته بودم و قول داده بودم که برایش جشن ده سالگی بگیریم، وقتی که موهای من کمی سفید شده و مریم و جلال و دیگران از سی گذشته‌اند و سید همچنان پیر ماست.
حالا هفتان میان همهمه‌های خرداد و مرداد گم شده، حالا که فکر می‌کنم می‌بینم هفتان، همان روزها باید می‌رفت، چون اگر می‌ماند این روزها می‌رفت، اما چه فرقی می‌کند آن روزها و این روزها، مهم رفتن است که برای امثال او زیاد اتفاق می افتد...
سرگذشت هفتان را همه می‌دانیم، هفتان هم سرگذشت ما را می‌داند که چطور بعد او بعد او به فیس‌بوک رفتیم، به تویتر رفتیم، به گودر و فرند‌فید رفتیم و به یاهو 360 پناهنده شدیم و... هفتان تمام سرگذشت ما را می‌داند جز یک چیز، بدون او ما هر جا رفتیم به فکر او بودیم، هستیم...

در همین باره: مریم مهتدی http://www.page-13.com/2009/08/762.php
 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
هفتان
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com