تبليغاتX
عبید شاکی

تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب

درباره وبلاگ
... اما حاجی آقا فقط یک داستان سیاسی نیست، مسائلی چون تعداد زوجات و اوضاع خدمتکاران منزل حاجی آقا و رشوه خواری و دروغ و تزویر همه از عناصری هستند که هدایت با آنها شوخی می کند. شکل و شمایل حاجی آقا و تعابیری که هدایت در لحظه لحظه داستان از واکنش های او و حالات چهره اش می دهد و دردی که امان او را بریده و نشیمنگاه او را دچار عذاب کرده است از عناصر دیگر شوخی در حاجی آقاست. جمله معروف «توی دنیا دو طبقه مردم هستند به چاپ و چاپیده، اگر نمی خواهی جزو چاپیده ها باشی سعی کن که دیگران را بچاپی...» که از زبان حاجی آقا صادر می شود طنز تلخ و روش استعمار مردم به دست امثال حاجی آقاست، جمله ای که شاید مانیفست زندگی بسیاری از مردم و دولت ها و حکومت ها باشد، و حقیقت تلخی از مناسبات آدم ها...
طنازان
آمار وبلاگ
امیدوارم این حرف ژوله نباشد!

خیلی امید دارم که این حرف از جانب امیر مهدی ژوله نباشد ولی اگر باشد ـ که انگار هست ـ باید فاتحه ای خواند!به این پرسش و پاسخ دقت کنید:

خبرنگار عصر ایران:بلافاصله بعد از قسمت نیروی انتظامی اینبار حلقه های روشنفکری و ادبی و عرفانی ظاهرا مدرن که به صورت محفلی تشکیل می شوند با عنوان «حلقه دروس» هدف نقد مرد هزار چهره قرار گرفت. در این قسمت شخصیت «چه» که به نظر می رسد اشاره ای به دانشجوهای چپ گرای افراطی ست با شعار «مرگ بر بورژوآ» و ظاهر خاص در این محفل گراس می کشد و در دادگاه به همه چیز اعتراض می کند، فکر نمی کنید طیفی از جامعه از این قسمت ها دلگیر شوند؟

امیر مهدی ژوله:ببینید در یک کار طنز یا ما باید در خلا یک کاری را بنویسیم و شخصیت پردازی کنیم. اما اگر کار رئال و واقعی است این آدمها باید اسم و شغل داشته باشند . تعریف مکانی و زمانی داشته باشند. در طنز از حرکت ها و رفتارهای خوب که کمدی درست نمی شود. بنابراین باید یک سری کژی ها را نقد و تبدیل به کمدی کرد. طبیعتا ما توقعمان از جامعه فرهنگی، ادبی و هنری مان این است که لااقل طنز را بهتر از سایر اقشار درک کنند. مطمئنا آنها می پذیرند که این یک کار طنز و کمدی است و قرار نیست از آن برداشت جدی بشود.(کل مصاحبه)

یعنی چه؟یعنی چه نباید از کار طنز و کمدی برداشت جدی بشود این عجیب ترین جمله ای است که در تمام عمر شنیده ام! واقعا از یک نفر که نماینده جامعه طنزپردازان است انتظار بیش از این است!واقعا متاسفم!فقط خواهش می کنم دوستان در توجیه کارها وارد حوزه تعاریف و مسائل تئوریک نشوند لطفا!بگذارید دست کم تئوری ها سر جایش باشد!دوست عزیز خیلی ساده لوحانه است که ما فکر کنیم شما در سازمان چیزی می سازید که هیچ برداشت جدی از آن نشود!برادر عزیزم چرا در دفاع از خودت کار دیگر برادران را بی ارزش می کنی؟طنز نویس هزار پدر سوختگی به خرج می دهد تا چیزی بگوید در رسانه ملی که مردم از آن چیزی را که باید دریافت کنند* آن وقت شما تئوری صادر می کنی که نباید از طنز و کمدی برداشت جدی شود!گمانم دیگر زمان ظهور رسیده باشد!

*:به عنوان کسی که چند سال است در سازمان کار می کنم خوب می دانم که فقط با طنز و کمدی می شود خط قزمزهای الکی را شکست و حرف زد و نقد کردطوری که البته به کسی برنخورد!نمونه اش همان ماساژور بیارم شما در قسمت یکی به آخر مانده!نکند می خواهی من باور کنم منظور از ماساژور همان ماساژور است؟۱۳/۱/۸۷

 

 
 
 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
رسانه اي به نام لطيفه!

 

لطيفه‌ يك گونه از شوخ طبعي است كه در شكل رسانه اي خود، هم رسانه سنتي محسوب مي شود (لطيفه‌ در مراسم) و هم رسانه مدرن (sms )!


رسانه اي به نام لطيفه!
گفتاري در باب نقش رسانه اي لطيفه در انتقال پيام

لطيفه‌ها در كنار مثل‌ها و چيستان‌ها و قصه‌ها و... ادبيات شفاهي ما را تشكيل مي‌دهند و مي‌توان به جرات گفت لطيفه‌ها بخش قابل‌توجهي از ادب شفاهي فارسي را شامل مي‌شوند كه برخلاف مثل‌ها و چيستان‌ها هنوز درحال زايش و تكامل هستند و شايد روزانه هزاران لطيفه تازه بر گنجينه ادبيات شفاهي ما اضافه شود. با نگاه اول به تاريخ تكامل شوخ‌طبعي در ادبيات شفاهي و كاركرد لطيفه‌ها در جوامع سنتي درخواهيم يافت كه لطيفه‌ها اضافه بر كاركرد تفريحي ، بهترين ابزار براي انتقال پيام در جوامع سنتي بوده‌اند. حجم زياد لطيفه‌ها در گستره ادبيات فارسي و اقبال آن بين عموم باعث مي‌شود كه اذعان كنيم لطيفه‌ها نقش مهمي را در بزنگاه‌هاي تاريخ بازي‌ مي‌كرده‌اند و رسانه‌اي سنتي محسوب مي‌شده‌اند كه علاوه بر كاركرد تفريحي و بعد تعليمي، به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم پيامي را هم به مخاطب انتقال مي‌داده‌اند؛ مثل پيامي چون: شاه ستمكار است، ماليات ناعادلانه است يا جنگ در پيش است. لطيفه ناظر بر انتقاد از اوضاع اجتماعي، مقابله با بي‌عدالتي‌ها و افتاي خيره‌سري‌هاست. هدف لطيفه‌پردازان اين است كه مي‌خواهند جنايت را رسوا و حماقت را مسخره كنند و از اين‌روي تا مي‌توانند آن را بكاهند يا از ريشه بر كنند!(1) اين كاركرد اجتماعي وقتي موضوعاتي چون قساوت زورمندان و ظلم پادشاهان را دربر مي‌گرفت يا وارد حريم دربار مي‌شد يا درمورد تابوهاي ديني، سياسي و جنسي جامعه سخن مي‌گفت، در واقع منتقل كننده پيام هم بود.
لطيفه‌ها از لحاظ ساختاري، طنز عبارتي محسوب مي‌شوند. ساختار آثار طنزآميز و شوخ‌طبعانه اغلب 3 جنبه دارد: 1 – طنز عبارتي 2 – طنز مضموني 3 – طنز موقعيت كه طنز عبارتي چنين است كه گاه نكته‌اي يا لطيفه‌اي در ذهن هزال نقش مي‌بندد كه در عبارتي كوتاه مي‌آيد. اين نوع طنز گاهي يك ضرب‌المثل است يا جمله‌اي كه حاوي نكته‌اي نيشدار است. زماني بخشي از يك ديالوگ است يا نوعي بازي با كلمات و ابهامات زباني، شوخي‌ها و سخريه‌ها و تمام شكل‌هايي كه بيان طنزآميز در عبارتي موجز، صريح و بسته در خود ارائه مي‌دهد. (2)مشخصه اصلي لطيفه در مقايسه با ديگر انواع شوخ‌طبعي و قالب‌هاي گوناگون ادبي و نمايشي ايجاز آن است و همين ايجاز لطيفه و ارائه حجم زياد معني با لفظ اندك چيزي است كه لطيفه‌ها را منحصر به فرد كرده است.
لطيفه‌ها به همين دليل هميشه وجود داشته‌اند و به علت شفاهي‌بودن هميشه از تيغ سانسور رسته‌اند و باز به علت ناشناس‌بودن راوي يا مولف آن از پيگيري قضائي و حكومتي در امان بوده‌اند. از آنجا كه لطيفه براي ايفاي نقش خود به عنوان ابزاري براي تفريح زمان و مكان مشخص نمي‌خواهد و مثل رسانه منبر، پرده‌خواني يا اعلاميه يا سخنراني نياز به تعداد زياد مردم و ايجاد سروصدا ندارد، داراي موضوعات متنوع و تعداد بسيار فراوان است؛ علاوه بر آن لطيفه به دلايلي كه گفته شد، بي‌باك و جسور است و تقريبا هيچ خط قرمز و مرزي نمي‌توان براي آن تصور كرد. مخاطب لطيفه مي‌تواند يك نفر باشد يا صد نفر و لطيفه مي‌تواند پيام خود را در هرمكان و در هر زماني حتي به يك نفر ارائه دهد كه اين ويژگي منحصربه‌فرد لطيفه  است! نيست لطيفه هميشه هست و مي‌توان گفت كه جايگزيني ندارد؛ هرجا جمعي از مردم باشند – چه در عزا و چه در عروسي لطيفه هست؛ در خانه، مغازه، حمام، ورزشگاه، مجلس، تاكسي، در اداره و... – لطيفه‌ها وجود دارند و اين بدين معناست كه لطيفه‌ها هم در فضاي رسمي جامعه و هم در فضاي غيررسمي آن وجود دارند و كار خود را انجام مي‌دهند و تقريبا مي‌توان گفت در برخورد با لطيفه‌ها نه مي‌توان نظارت كرد، نه مي‌توان حمايت كرد، نه مي‌توان آن را دولتي كرد، نه مي‌توان به بخش خصوصي واگذارشان كرد. لطيفه‌ها هميشه چون سايه‌ها وجود دارند؛ هستند ولي نيستند، مانند هوا همه‌جا را دربر گرفته‌اند ولي به چشم نمي‌آيند! عمران صلاحي، فكاهي (لطيفه) را صورت تكامل‌يافته هزل مي‌داند و در تعريف فكاهه مي‌نويسد: «فكاهه هزلي است كه از جنبه خصوصي درآيد و جنبه عام بگيرد».(3) اين تعريف به‌نظر درست است چراكه لطيفه هم مانند هزل بي‌پرواست و به همه‌جا سرك مي‌كشد و هيچ مرزي براي خود قائل نيست !اما كنترل اخبار و انحصار رسانه‌اي از همان آغاز شكل‌گيري رسانه‌ها وجود داشت. اين انحصارها، مميزي اخبار و اتفاقات در جامعه و فيلترينگ موجود در كشورها و موانعي كه بر سر راه جريان آزاد اطلاعات در كشورها وجود دارد، اين امكان را براي لطيفه به‌وجود آورد تا به وسيله استفاده از سامانه پيام كوتاه گوشي‌هاي همراه، نقش مهم و حساسي را در انتقال پيام در جوامع برعهده بگيرد. رسانه‌هاي مدرن از حداقل زمان براي انتقال پيام به مخاطب بهره مي‌گيرند و سرعت انتقال پيام در آنها بسيار بالاست؛ طوري كه بسياري از اخبار را كه مفصل هستند يا از درجه اهميت كمتري برخوردارند، حذف مي‌كنند يا در بخش‌هاي ديگري پوشش مي‌دهند اما لطيفه به سبب كوتاهي و ايجاز موجود در آن و سبكي حجم آن، نه تنها سرعت كمتري نسبت به رسانه‌هاي مدرن ندارد بلكه بسيار سريع‌تر از آنها وقايع را بيان مي‌كند! در جوامع پيشرفته كه سيستم ناظر دولتي به شدت بر اخبار و اطلاعات توجه دارد و سعي مي‌كند مانع گسترش اخبار از طريق رسانه‌هاي موجود در كشور شود اين لطيفه‌ها هستند كه در لابه‌لاي ستون روزنامه‌ها، پيام كوتاه از طريق تلفن همراه، در مجالس، مهماني و دوستانه و... وظيفه پيام‌رساني را انجام مي‌دهند به طوري كه مي توان گفت لطيفه يك قالب ادبي است  كه در عصر جديد شكل رسانه اي يافته و به عنوان يك رسانه مدرن تحول پيدا كرده است.
لطيفه‌ها از هزاران سال پيش وجود داشته‌اند و امروز چنان با زندگي پرسرعت و تكنولوژي روز عجين شده‌اند كه انگار ساخته و پرورده عصر ماشين هستند. كاركرد لطيفه‌ها در اين عصر دوچندان قرون گذشته است؛ لطيفه‌ها گاه آن‌قدر كوتاه‌اند كه آدمي درحال رانندگي هم مي‌تواند آنها را روي گوشي همراه خود بخواند و لذت ببرد و كسب خبر كند! لطيفه‌ها كه از زبان طنزآميز و چندلايه و چندپهلو بهره مي‌برند امروز بيش از پيش تابوهاي اجتماع را مي‌كاوند و آنها را به نقد مي‌كشند! زبان طنز و قالب موجز لطيفه و ساختار آن بهترين وسيله براي انتقال اخباري است كه دولت‌ها آنها را تاييد نمي‌كنند يا مانع گسترش آن مي‌شوند. نكته جالب در كاركرد خبررساني لطيفه آن است كه بلافاصله بعد از خبر اصلي، اخبار تكميلي آن به وسيله لطيفه بيان مي‌شود، به عنوان مثال، خبر سفر يك زن ايراني به ماه ابتدا خبر جدي و داغي است كه از رسانه‌ها پخش مي‌شود ولي در ادامه اخبار تكميلي آن و خبر برگشتن او به زمين،‌ در قالب لطيفه و در كوتاه‌ترين جملات بيان مي‌شود و دستاويزي مي شود براي بيان نكات ديگر كه مجال بيان آنها در فضاي رسمي جامعه نيست!
در پايان بايد گفت زبان طنز، زبان هميشه است و آدم تا جهان برپاست به طنز و شوخ‌طبعي نيازمند است تا به جهان سخت و بي‌رحم پيرامون خود بخندد و با خنده هم از درد روح خود بكاهد و هم درماني براي درد خود چاره كند!
طنز ياور هميشگي انسان است براي بازگويي آنچه نمي‌توان گفت يا نمي‌شود گفت!
شايد طنز و جمله‌اي طنزآميز نخستين حرف آدمي باشد بعد از سربرآوردن دوباره از خاك؛ چيزي كه در جهان ديگر هم نياز آدمي است تا هول روز رستاخيز را بر خود آسان سازد:
پياله بر كفنم بند تا سحرگه حشر
به مي ز دل ببرم هول روز رستاخيز!

پي نوشت:
1- جعفري محمد: لطيفه گونه اي از ادب شفاهي ،فصلنامه فرهنگ و مردم،شماره 16 زمستان 84 صفحه 104 .
 2- مجابي جواد: نيشخند ايراني، ،صفحه 18 انتشارات روزنه.
3-صلاحي عمران: خنده و مشتقات آن،سالنامه گل آقا 1376.

منبع:خرد نامه همشهری

 

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
خوش آمد
سرکار فاطمه خانم صداقتی گوینده رادیو جوان به جمع وبلاگ نویسان پیوسته اند.به ایشان خوش آمد   می گویم و شما را به دیدن وبلاگ ایشان دعوت می کنم.اینجا
 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
هفتان
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com