تبليغاتX
عبید شاکی

تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب

درباره وبلاگ
خاله بازی

خدایا از دست دو کس به تو پناه می‌برم،نخست ویراستار تازه به دوران رسیده و دوم آنهایی که تازه به دوران رسیده‌اند و ویراستاری می‌کنند!

تیتر بالا را حذف کردم چون برخی در تفسیر آن دچار اشتباه شده بودند و گمان می‌کردند من به دوست یا دوستان عزیزی اشاره کرده‌ام.در واقع این یک شوخی است با فن ویراستاری،همین،برای لحظه ای خنده و دور یکدیگر بودن نه یک بحث شخصی.به نظر من هم کشف «ویراستار» در عرصه‌ی نویسندگی مانند کشف پنی‌سیلین است در علم پزشکی! با احترام - رضا‌‌‌‌ساکی

و اما برخی از اشکالات ویراستاری "خاله‌بازی" اثر مشکوک بلقیس سلیمانی،که توسط عبید‌شاکی کشف شده به صورت اختصاصی در این جا منتشر می‌شود:

۱- خانم سلیمانی با فوق‌لیسانس فلسفه این داستان را نوشته‌اند که این کار از لحاظ ویراستاری اشتباه است و مرده شود نشر ققنوس را ببرد که از ایشان مدرک ادبیات نخواسته است تا نیت شوم ایشان آشکار شود.

۲-از لحاظ ویراستاری مسعود و سیما به هم می خورند اما خانم سلیمانی باید نام زن اول مسعود را سارا می‌گذاشت نه ناهید چون ما در سارا و سیما با صامت سین مواجه هستیم اما ناهید سین ندارد.

۳-نام بلقیس از لحاظ ویراستاری اشکال دارد و قدیمی است،ایشان نویسنده‌ای زنده و در قید حیات هستندٰو باید نامی امروزی داشته باشد،به نظر می‌رسد از لحاظ ویراستاری نام ژاکلین مناسب تر باشد.

۴-در صفحه ۱۵۲ داستان از یک واژه منفور بیگانه استفاده شده است به نام case که خانم سلیمانی با این کار نه تنها آبروی خودش را برده‌است بلکه برای ویراستاران هم آبرو نگذاشته است.

۵- در صفحه ۴۱ یک داستان می خوانیم:

(( تو مطمئنی رابطه با این دختر به زندگیمون آسیبی نمی‌رسونه؟))

((یعنی این قدر زندگی ما متزلزله؟))

که اگر خانم سلیمانی به ویرایش اعتقاد داشت باید می‌نوشت:

((یعنی این قدر در زندگی ما زلزله می‌آید؟))

۶- در صفحه ۱۷۲ آمده:پدر می گوید:(( کسی یک هفته ای معتاد نمی‌شه.))

اگر خانم سلیمانی با قواعد ویراستاری آشنا بودند می‌دانستند که یک هفته زمان زیادی برای معتاد شدن است و چه بسا کسانی که یک روزه هم معتاد می‌شوند.

۷-در بخشی از داستان آمده:

«از خانم می‌پرسد: کی انشاء الله

خانم می‌گوید: هفته دیگه سه‌شنبه

می‌گوید: کدام بیمارستان؟

آزادی

می‌گوید: به سلامتی

سرم را پایین می‌اندازم و مثل یک پسر نجیب حدس می‌زنم صحبت بر سر فارغ شدن خانم است.» 

آنهایی که با اصول ویراستاری آشنایی دارند می دانند که آدم در بیمارستان خیلی کارها می‌کند،من کلا با زاییدن آن هم در بیمارستان آزادی مشکل دارم،به نظر من زن هایی که به بیمارستان آزادی می‌روند لزوما نمی‌زایند.

۸- در ص ۱۵۰ آمده:

«بعد می‌فهمم شوهرش مهندس شرکت نفت است و هر ماه پانزده روز در مناطق نفت‌خیر به سر می‌برد و پانزده روز در کنار خانواده‌اش است.»

گویا خانم سلیمانی حساب کردن هم بلد نیستند،معلوم نیست این آقا در شش ماهه اول سال که ماه سی و یک روز است آن یک روز را چه می‌کند؟این جا مشخص می‌شود که شلوار  ایشان دوتا شده است و خانم سلیمانی خبر ندارد.

۹-خانم سلیمانی همان فلسفه درس بدهد بهتر است.

 

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
حالت...
به نظر شما چه‌ قدر طول می‌کشد تا یکی مثل حالت در طنز ما ظهور کند؟

پی نوشت:

- در مورد این اعجوبه می‌نویسم به زودی.‌آرمین سنقری کجایی؟

-این چهار پاره از استاد در دی ماه ۶۷ در شماره ۲۷ خورجین منتشر شده است:

شاد ز حس وطن پرستی خویشم

گرچه نصیبم همیشه سختی و تنگی است

گشته غذایم به رنگ پرچم ایران

زآنکه خیار و پنیر و گوجه فرنگی است!

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
صایب

سوگند می‌دهم به سر زلف خود ترا  

                کز من اگر شکسته تری یافتی بگو

 
 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
خبر

دوره مجازی آموزش طنز پردازی

دوره آموزش طنز نویسی در مدرسه اینترنتی تبیان

مدرسه اینترنتی تبیان مانند هر سال دوره های پرباری را در فصل تابستان به صورت مجازی برگزار می نماید. امسال یکی از این دوره های دوره آموزش طنز نویسی است که توسط دو نفر از اساتید برجسته این عرصه آماده شده است.

جلال سمیعی و رضا ساکی از سردبیران موفق برنامه های رادیو جوان هستند- رادیو جوان هم که معرف حضور هست؟!- در ضمن این دو عزیز از همکاران قدیمی دفتر طنز حوزه هنری هم هستند و در خیلی از نشریات هم قلم زده اند.

همکاری این دو طنزپرداز حرفه ای بسیار برای ما ارزشمند است. دوره ای هم که ارائه کرده اند بسیار جذاب و مثال زدنی از آن درآمده است.

پی نوشت:

محمود فرجامی بچه خوبی است.او را از آن موقع شناختم که قصد داشت برای این که نامش را در رادیو جوان برده اند از صدا و سیما شکایت کند.محمود خیلی بچه خوبی است.نوشته های بعضا خوبی هم دارد.عاشق بلوا به پا کردن است.محمود دوست دارد پدر خوانده باشد.خیلی خوب است.محمود سالها در جاهای مختلفی نوشته است که کاری نداریم چه نوشته است.محمود در بزگیری آدم موفقی است اما می داند که بقیه هم موفق اند.اما محمود جان پسر گلم گاهی در بزگیری و شوخی زیاده روی می کند.ما نیازی نداریم که بگوییم چه هستیم و که هستیم.من هیچ وقت در مورد نوشته های محمود مثل "شیشلیک تاریخی و بیش‌شعوری مطبوعاتی!"چیزی نخواهم نوشت چون به هر حال همه ما به نوعی دچار خود بزرگ بینی هستیم و توهم آدم مهم بودن داریم اما از همین جا به محمود فرجامی درباره برخی شوخی ها در محیط نت هشدار می دهم.نگذاریم بی جهت ما طنازان به جان هم بیفتیم.به یکدیگر احترام بگذاریم چون طنز متفاوت از دلقک بازی است.محمود هنوز از طنزی که درباره نامه تو به گل نسا نوشته ام ناراحتی!کاش برای رفع ناراحتی در مورد من طنزی بنویسی نه شخصیت آدم را زیر سوال ببری!بچه جان من نیازی ندارم به این که کسی استاد خطابم کند!همین!برای بار آخر هشدار می دهم که کاری نکن که آبرو ریزی راه بیفتد.کار خودت را بکن.کتاب معرفی کن تا ما بی سوادها بخوانیم.محمود لطف کردی بیشتر از صد نفر را به وبلاگ من فرستادی تا درس نامه مرا بخوانند اما برادر به شخصیت آدم ها احترام بگذار تا به تو احترام بگذارند.شعور داشته باش تا بگویند آدم طنازی هستی.در جریان گل نسا تو ایشان را زده بودی من هم ترا زدم آن هم به طنز نه مثل تو هتاکانه.اما این بار تو از پشت زده ای اما می دانی من اهل طنز نوشتنم.همین.وقتم را تلف کردی بچه!

 نوشته شده توسط رضا ساکی |  
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
هفتان
آرشیو مطالب
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنید!   ذخيره كردن صفحه!   اضافه کردن این وبلاگ به علاقه مندیها!   لینک RSS

Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com