| عبید شاکی |
تو ز شادی خند خند و نیستی آگاه از آن // که فلک بر تو بخندد روز و شب در زیر لب
|
درباره وبلاگ
![]() طنازان
سگ وبگرد
نیما دهقانی دست دوم دفتر طنز حوزه ي هنري موسسه ي گل آقا عباس حسين نژاد مهدي استاد احمد شهرام شهيدي آرمين سنقري جان عشاق گرگ بيابان منبع موثق ناصر فيض رضا رفيع ارمغان زمان فشمی رويا صدر اتاق زابغر لينك آي طنز بوالفضول الشعرا خاگينه ستون آزاد اميد مهدي نژاد وقايع ابن محمود انجمن طنز محمود فرجامي مرد رند خران دو عالم حامد مراديان ارژنگ حاتمي جلال سميعي وب خند حالنامه زهرا دري راشد انصاري مهرداد صدقي علي زراندوز شكوفه موسوي طنز فروش فاضل تركمن فاطمه صداقتی فرامرز اکرمیه طنز کاغذ قیچی لبشخند آمار وبلاگ
|
طنزی که این روزها شهرام شکیبا در روزنامهی خبر مینویسد یک نمونه عالی از طنز سیاسی یا طنز معطوف به سیاست است. شکیبا در این ستون راه دشواری را برای طنازی برگزیده است، نام بردن از رجل سیاسی و سیاستمداران عالی رتبه نظام و سپس شوخی کردن و سر به سر گذاشتن با آنها کار هر کسی نیست، یعنی باید بلد باشی چه بگویی و چگونه بگویی که خودت و ستونت را تعطیل نکنند! شهرام شکیبا این کارها را بلد است، خوب هم بلد است. من ستون طنز شکیبا را نمونهی خوبی برای طنز سیاسی میدانم که میتواند راه گشای دیگران هم باشد. قلم شکیبا در این ستون از چند ویژگی مهم برخوردار است که دوست و دوشمن را به تحسین وا میدارد! نخست عصبی نبودن شکیبا و آرامش او در طنازی است، شکیبا به آنهایی که نام میبرد بیحرمتی نمیکند، تیغاش جراحی می کند نه سلاخی، نوشتههای شکیبا خوشمزهاند، او به مهمترین وجه طنز یعنی خندهدار بودن اعتنا می کند، طنزش لایهدار است و قابل تاویل اما بانمک هم هست، بر ستون و قلم شکیبا حس خوشحالی حاکم است، با خواندن این طنز مانند طنز دیگران که فحش نامههای سیاسی به نام طنز مینویسند اخم نمیکنی، میخندی، شکیبا میخنداند تا بگریاند! قلم او را دوست دارم، شهرام شکیبا این روزها دارد در طنز مطبوعاتی غوغا میکند، تا همین حالا اعتقاد دارم طنز نوشتههای او در روزنامهی خبر جریانساز و ماندگار است! خداوند خودش و ستوناش را حفظ کند. دومین ویژهنامهی طنز سایت هفت سنگ را از دست ندهید. با آثاری از: اسماعیل امینی، مهدی استاد احمد، رضا ساکی، شکوفه موسوی، عبدالله مقدمی و محمد رضا ستوده. این ویژهنامه را با موضوع فوتبال حتما بخوانید!
با سلام، لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید: الو سلام عزیزم، خونهای؟ نرسیدی هنوز؟ ببین ما راه افتادیم، زود برمیگردم، به اندازهی کافی غذا پختم گذاشتم تو فریزر، فست فود به خورد خودت ندی، هنوز میخوام باهات زندگی کنم، دوست ندارم بلایی سرت بیاد، لطف کن میری حموم با پای خیس نیا بیرون، دستشویی هر روز باید سشتهشه، رضا ناخنهارو تو آشپزخونه نگیری ها، برگردم اونجا ناخن ببینم مهرم رو میذارم اجرا، خواهش میکنم هر چی میذاری تو یخچال روشو بپوشون، سیگار کشیدن دوستات ممنوعه، لباس زیرها رو با آب گرم بشور، رضا دیگه سفارش نمیکنم چایی داغ داغ نخوری حلقت از بین بره، آقا باش تا برگردم، تو رو خدا زندگی رو کثیف نکن، شبها کرم کف پا یادت نره، وقتی برگردم نمیخوام حتا یه ترک تو پاهات باشه، مامان میگه انگار دارم با بچه حرف میزنم، رسیدی خونه بهم زنگ بزن البته نه با دست چرب و چیلی. خداحافظ...( صدای بوق ممتد) با سلام، لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید: الو رضا، نیستی؟ ملوک خانم همسایه طبقه بالای زنگ به من میگه تو باغچه کیسه زباله پیدا کرده! کار تو که نبوده؟ رضا من دو روز دیگه برمیگردم، باقر آقا سوپری میگه رضا خان سه روزه نیومده شیر ببره، یعنی تو صبحها شیر نمیخوری؟ چشم منو دور دیدی صبحونه کوکتل میخوری؟ میدونم که الان وضع اون خونه چه شکلیه، به جون مامان اگر بیام یه جای کفش رو اون فرشها ببینم طلاق میگیریم، جدی میگم، الو، رسیدی زنگ بزن، کجایی که موبایلت آنتن نمیده...( صدای بوق ممتد) با سلام، لطفا بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید: رضا ما برگشتیم، الو زیاد نمیتونم حرف بزنم، الان پروازمون نشست، مامان داره با من خونه، اوضاع خونه چطوره؟ دیشب گفتی مهران پیشته، میخوام بدونم هنوزم هم هست یا نه؟ میدونی که مامان از سگ متنفره، اگه بدونه یه سگ تو خونهاس باهامون قطع رابطه میکنه، رضا هستی؟ من بیشتر نمیتونم حرف بزنم، داریم میام به سمت خونه، خواهش میکنم یه جارو بکش موی اون حیوون تو خونه نباشه، اگه روی وسایلم موی سگ پیدا کنم خودمو میکشم...( صدای بوق ممتد) از صفحه طنز هفتهنامه سلامت سخت است ز راه بندگی نان خوردن وندر بر سفله سر فرود آوردن رفتن به جهنم پی فرمان دادن به تا به بهشت بهر فرمان بردن
استاد فقید حالت، توفیق ۱۳۴۸ جناب سروان یه حرفهایی میزنی! اگه یه نفر به شما فحش بده، همین جور نگاش میكنی؟ اونم نه هر فحشی. این آقا تو روز روشن جلوی صد نفر آدم به من گفت [...]. اگه یه نفر تو روز روشن جلوی صد نفر آدم بلا نسبت به شما بگه [...] چه كارش میكنی؟ شرط میبندم همین كلت رو میكنی تو حلقش بعدش هم بنگ. البته كار درستی میكنی. اون آدمی غیرت داره كه وقتی یكی تو روز روشن جلوی صد نفر بهش میگه [...] كلتش رو دربیاره بكنه تو حلقش بعدش هم بنگ خلاصش كنه. حیف كه اون لحظه من كلت نداشتم بكنم تو حلقش، ولی قفل فرمون ماشین رو همچین كوبیدم تو سرش كه جونش از حلقش دراومد. من از شما یه سوال میكنم جان بچهات راست بگو، من [...]ام نه من [...]ام؟ قیافهی من به [...] نیا میخوره؟ جناب سروان جلو قاضی نباید معلق بازی كرد ولی 24 ماه تمام خدمت كردم یك بار پشت سرم از این حرفها نبود. الان بیست ساله تو بازارم كسی نگفته فلانی این كارهاس. از من باید اعاده حیثیت بشه. خوب بود من هم وسط صد نفر آدم بهش میگفتم [...]، خوب نبود كه؟! من عقیده دارم تا مشت هست و تا وقتی میشه با كله صورت یكی رو دِفُرمه كرد چرا فحش؟ چرا [...]؟ اونی مرده كه به جای فحش بیاد گردگیری كنه، ولی این چی؟ مثل ضعیفهها فحش داد و در رفت. به نظر من جناب سروان این آدم باید به جرم تشویش اذهان عمومی محاكمه بشه و بمیره، بله تشویش اذهان. این آدم تو روز روشن جلو صد نفر به من گفته [...]. شما دوست داری الان یكی بیاد بهتون بگه دور از جون [...]، فردا همین همكاراتون میگن جناب سروان [...]، حالا بیا درستش كن. مردم دهن بین شدن قربان. كی شما رو میشناسه؟ فقط كافیه دو نفر بگن جناب سروان [...]. یه شهر با خبر میشن. آدم روش نمیشه تكذیب هم كنه، میگن حتما یه چیزی هست كه داره تكذیب میكنه. شما یادتون نمیآد، بیست سال پیش تو همین محل دو تا جوون تو فوتبال به خاطر فحش پدر همدیگر رو كشتن. بله به خاطر همین فحشِ پدر كه البته الان فقط به خاطرش با هم قهر میكنن دو نفر مردن! دوره زمونه عوض شده. من خودم اگه الان بیست سال پیش بود، خیلی وقت بود این یارو رو نفله كرده بودم. اون وقتها رسم بود برای فحش آدم میكشتن. الان فقط اگه زیاد وارد جزییات بشی خطر مرگ داره. ولی اگه از فحشهای معروف و متداول بگی نهایت از طرف چند تا فحشهای معروف و متداول میشنوی. حالا شما بگو رضایت بده، من رضایت نمیدم. مملكت قانون داره. قانون باید پدر این مردك [...] رو دربیاره. باید چوب تو آستینش كرد. من بد دهن نیستم ولی اینا كاری میكنن دهن آدم وا میشه. شما تا حالا خودت دهنت وا نشده به زیر دستهات هر چی از دهنت درمیآد بگی؟ بهرحال آدم جایز الخطاست. اما بلوتوث آدم دربیاد از این بهتره تا این كه تو روز روشن جلوی صد نفر بهت بگن [...]. از لوح دوشنبه ۲۴ فروردین نخستین نشست" دگرخند "با موضوع نقد کتاب معجزهی شعر طنز با حضور سرکار خانم آزاده سلیمانی یکی از گردآورندگان این کتاب برگزار میشود. آقای اسماعیل امینی به عنوان منتقد در این جلسه حضور خواهند داشت! علاقهمندان میتوانند ساعت 30/16 روز یاد شده به سالن شماره 2 تالار اندیشه حوزه هنری واقع درتقاطع خیابانهای حافظ و سمیه مراجعه کنند.
ویژهنامهی طنز سایت هفت سنگ را از دست ندهید. با آثاری از: رویا صدر، مهدی استاد احمد، رضا ساکی، نسیم صباغان، ارژنگ حاتمی، عبدالله مقدمی و محمد رضا ستوده.
سیزدهبدر هم پای کامپیوتر و اینترنت گذشت، اهورامزدا قبول کنه ایشالا! البته موسیقی لری من رو میبرد به خرمآباد و دوستان از لرستان پیامک میدادن که بدبخت کجایی که ما نزدیک قلهایم... ولی خب واقعیت این بود که من تو خونه بودم، لعنت... پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرمآباد" نوشته سیدفرید قاسمی منتشر شد. کتاب "پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرمآباد" 1104 صفحه دارد و به صورت مفصل به این موضوع میپردازد و کانونها ارتباطی خرمآباد را مورد پژوهش قرار داده است. در این کتاب پژوهشی به مباحثی مانند بناهای ارتباطی، ورود رسانهها به شهر، تاریخ تبلیغات، بهره برداری از وسایلی مانند تلگراف، تلفن، عکس و کتاب، ناشران، اعلانها وچاپخانهها تا وسایل ارتباطی زمان حال پرداخته شده است.این کتاب از رسانههای قدیمی تا رسانههای جدیدی مانند وبلاگ، وب سایت، ایمیل و پیامک را مورد توجه خود قرار داده است.حدود 70 صفحه پایانی این کتاب مفصل نیز به تصاویری از اشخاص، نشریات، مکانها و چاپخانههای خرمآباد اختصاص دارد. "پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرمآباد" در قطع وزیری چاپ میشود. این کتاب را انتشارات "سیفا" (خرمآباد) منتشر کرده است. پینوشت: خیلی خوشحالم که سید فرید قاسمی هست، در این اوضاع بد، شهر من میراث مکتوبی دارد از آن چه که بر مطبوعات و رسانههایش گذشته است. در ادامه مطلبی را عینا از وبلاگ تا سپیده این جا میآورم که بسیار دلنشین دربارهی کار قاسمی نوشته است: اندیشه تدوین کتاب حاضر روزگاری شکل گرفت که خبر نگار مطبوعات در خرم آباد بودم . راه دشواری برای رسیدن به مقصد پیش رو داشتم . نسخه های نشریه های قدیم لرستان در کتابخانه های کشور موجود نبود . گریزی جز جستو و جوی خانه به خانه وجود نداشت . به همه کهنسالان مراجعه کردم. شماری با گشاده رویی و گشاده دستی اگر تک نسخه ای داشتند مرحمت فرمودند و یکی دو تن نسخه هایی که از دیگران مجانی گرفته بودند با قیمت گزاف فروختند! گروه سوم نیز به گشت و گزار پرداختند و هر آنچه یافتند معدوم فرمودند تا این پیشینه نگاشته نشود . این قسمتی است از در آمدی بر پیشینه ارتباطات و تاریخ مطبوعات خرم آباد . اثر ارزشمند محقق برجسته مطبوعات ایران استاد سید فرید قاسمی . کتاب مذکور اخیراً توسط "انتشارات سیفا" منتشر و در اختیار علاقمندان قرار گرفته است . شمارگان چاپ اول کتاب 1500 نسخه می باشد . قاسمی در ادامه مقدمه کتاب می آورد که : به هر روی؛ شرح خون جگر ها را هیچ گاه نمی توان گفت و نوشت و « و قت دگر» نیز نداریم تا آنچه رنج برای احیای میراث مکتوب شهر و دیارمان کشیده ایم، به قلم آوریم، بگذریم! جور و درد و رنج طاقت فرسای استاد قاسمی طی سالیان اخیر بر هیج وجدان آگاهی که دستی بر کتاب و کتاب خوانی و تحقیق و پژو هش دارد پوشیده نیست . اما؛ ارزشمندی آثار استاد قاسمی چنان است که بی شک ماندگاری شان همانند فلک الافلاک و دیگر آثار بر جای مانده از تاریخ دیر پای لرستان جاودان خواهد بود! قاسمی در خصوص شکل گیری کتاب آورده است که پیشینه ارتباطات و تاریخ شهر خرم آباد. دفتری است که نخست تاریخ مطبوعات لرستان را بر پیشانی داشت؛ همراه شد با سه دهه تأخیر. تأخیری که سبب شد تا کوشش های سی سال اخیر را گرد آورده و اثر را روز آمد سازم . استاد قاسمی در ارتباط با محدود شدن اثر فوق به شهر خرم آباد همانجا آورده است که : با پای پیاده سیر شهر کردم. همه ی اداره ها و سازمان ها را در نوردیدم. شماری از دوستان هرآنچه می یافتند برایم می فرستادند. اما همکاری شایسته ای از دیگر شهرها نشد. با وجود گفتگوها ی تلفنی و مراجعه های حضوری مکرر؛ و پیغام و پسغام ها؛ چاره ای جز این که گستره پژوهش را به خرم آباد محصور کنم نداشتم. در خرمآباد با انواع مهرورزی ها و نامهربانی ها مواجه شدم. بارها از تهران به آن امید راه خرم آباد را پیش گرفتم که با مراجعه مستقیم مجموعه را تا جایی که توان دارم کامل کنم. قاسمی در ادامه ی درآمد کتاب خود می نویسد: اکنون خوشوقتم که این اثر با عنایت الهی توفیق نشر می یابد و برگی بر فرهنگ زادگاهم افزوده می شود. دوستان وبلاگنویس و روزنامهنگار لطف کنید دربارهی باخت غرور آمیز به عربستان سیاه نمایی نکنید چون این کار باعث تضعیف سازمان تربیت بدنی و مصداق بارز فعالیت سیاسی بر ضد دولت و تشویش اذهان عمومی است. به نظر میرسد باخت امروز به دلیل کمکاری مربیان و مسئولین در دولتهای قبلی باشد که خدا لعنتشان کند. با احترام به رضا رفیع که مقدمهای بر کتاب نوشته است: سالانه در کشور ما کتابهای ... زیادی چاپ میشود، یکی از این کتابها بدبختانه در حوزهی ادب طنز منتشر شده است. کتاب "معجزهی شعر طنز" بیشک از ... کتابهای منتشر شده در حوزهی طنز و ادب فارسی است. این کتاب ... به همت نشر ثالث و با همکاری دو بانو به نامهای آزاده سلیمانی و زهرا باقرشاهی و یک آقا به نام حسام محمد ظاهری گردآوری شده است (کاش نمیشد). "معجزهی شعر طنز" را به قیمت گزافی خریدم ولی شما این کار را نکنید، به شما اطمینان میدهم جای این کتاب در کتابخانهی شما خالی نیست. دربارهی نقد این کتاب در فروردین 88 خبرهایی دارم که به زودی اعلام میکنم.
راستش از این کنسرت "همای" که فلیماش هم هست خیلی استقبال شده، آدمهای جورواجوری رو دیدم که خیلی این کنسرت رو پسندیدن، پس یه بار دیگه نشستم کنسرت رو کامل دیدم، اگر از برخی موارد کار بگذریم مثل نقدهایی که دربارهی برخی از اشعار اثر شده، اتفاقا کنسرت تنظیم بسیار خوبی داره و به دل میشینه، بهرحال رک بگم من کار "همای" رو بیشتر از محسن نامجو میپسندم، دستکم تکلیفاش با خودش مشخصه! ها؟ به یاد موضوع همیشگی انشای سالهای دبستان، مجله اینترنتی هفتسنگ قصد دارد در پایان تعطیلات نوروزی، ویژهنامهی طنزی را با موضوع « تعطیلات خود را چگونه گذراندهاید» منتشر کند. لطفا مطالبتان برای انتشار در این ویژهنامه را تا تاریخ دهم فروردین به نشانی هفتسنگ بفرستید. حجم نوشتهها باید بین ۳۰۰ تا ۴۰۰ کلمه باشد. نوشتههای خود را هر چه زودتر به نشانی من ایمیل کنید. سپاسگزارم. من یک سوال دارم: چرا برگشتهایم به اجرای دوبارهی برنامهی "عصرانه"ی داریوش کاردان و "کلاه قرمزی" طهماسب؟ مگر الان سال ۷۰ است؟ آیا سوژه کم آوردهایم؟ آیا حوصلهی نوشتن طرح تازه نداریم؟ آیا مغزمان از کار افتاده؟ آیا در این اوضاع اقتصادی همین هم زیادی است؟ آیا آدم نداریم که بیایند کار کنند؟ آیا الان ده سال پیش است؟ آیا اگر این دو برنامه برنمیگشتند بهتر نبود؟ آیا اگر گوگوش بعد از بیست سال نمیخواند بهتر نبود؟ آیا.. آیا شما از این برنامهها لذت میبرید؟ آیا نبش قبر کار خوبی است؟ آیا اگر کوتی بیاید لیگ قهرمانان گزارش کند ما سکته نمیکنیم؟ آیا؟ در طرح تحول اقتصادی، هزینه های درمانی خانواده ها پیش بینی نشده است. لازم به توضیح است یک فوق تخصص تغذیه و امور آبی و جلبکهای دریایی،ضمن اعلام این که کشند قرمز هیچ خطری برای انسان ندارد از مردم خواست ماهی جنوب را استفاده کنند. این متخصص همچنین به مردم جنوب ایران توصیه کرد از جلبک قرمز نهایت استفاده را ببرند و با آن غذاهای تازه درست کنند. این فرد که اعتقاد دارد ارزش غذایی کشند قرمز از شیر مادر هم بیشتر است به مردم توصیه کرد از این غذاها بخورند: باقالی پلو با کشند، کشند سیب، ته چین کشند با ران مرغ، کوکو کشند ترش، سالاد سبز با سس کشند و... . کارشناسان مربوطه و غیر مربوطه ضمن ردهرگونه بستری بودن این متخصص تغذیه فوق در بخش روانی یک بیمارستان در بندرعباس ،از مردم خوب و شریف خواسته اند تا روشن شدن موارد ذکر شده،هنگام عبور از مناطق کوهستانی از زنجیر چرخ استفاده کنند. از هفته نامه سلامت |
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
پیوندهای روزانه
>> این نوشتهی نبوی را حتما بخوانید.
>> سیب گاز زده کنار خیابان «سهراب» اگر می دید چهل روز عزای عمومی اعلام می کرد >> خنديدن به جهان >> رويكرد صداوسيما به برنامههاي طنز جدي نيست >> هفتآسمان مجاز فرهنگ و هنر(31) >> شکر خند این ماه برگزار نمی شود به سلامتی! >> این آقا طنز فروشی می کند. >> بی اشکال نبوده و نیستیم. >> دیگر هیچ چیز بوی انسان نمی دهد. >> دعوا دعوا. >> شب موسيقي در راديو پيام شب مضراب وحنجره وتعريف. >> عزت ایرانی یا خلیج عربی ؟! >> میداد شعار پشت هم در نطقش. >> معلم ها از شادی به خیابان ها ریخته اند. >> تئاتر شهر تهران نابود باید گردد. تمام پیوندها هفتان
آرشیو مطالب
شهریور 1388
مرداد 1388 تیر 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 امکانات
|
Copyright © 2006 All Rights Reserved by obeyd.Blogfa.com